![]() |
به گابريل گارسيا مارکز
آقاي گابريل
گارسيا مارکز، نويسندة گرامي!
با درود بيپايان،
خبر سفر جنابعالي به ايران در برخي از نشريات و سايتهاي اينترنتي منتشر شده است.
اين خبر البته براي ما نويسندگان و شاعران ايراني بسيار شادي بخش است زيرا
میتوانست در شرايطِ مطلوب نويدبخشِ ديدار با نويسندهاي جهاني باشد که
سراسر زندگي پربار خود را با نوشتن رمانهايي به ياد ماندني، صرف مبارزه با بيعدالتي
و ديکتاتوري کرده است.
با اين همه، ناچاريم
به جنابعالي هشدار دهيم که به چه سرزميني سفر ميکنيد: سرزميني چون کشورهای ديکتاتورزدة
رمانهايتان، چون ماکوندو که آزاديخواهانش به سرنوشتِ همان قطار کارگرانِ
موزچينِ کتاب صد سال تنهايي دچار ميشوند. به جايي که در سالهايي
نه چندان دور، نويسندگاني چون سعيد سلطانپور، عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان
اِيران، در آنجا تيرباران شدند.
به سرزميني که
چند سال قبل دو تن از نويسندگانِ برجسته و فعال عضو کانون نويسندگان اِيران به نامهاي
محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، در خيابان ربوده و جسد خفه شدة آنان در بيابانها
رها شد؛ جنايتکاران در امان ماندند و ناصر زرافشان عضو ديگر کانون نويسندگان و
وکيل خانوادههاي قربانيان به پنج سال زندان محکوم شد و تا چندي پيش در زندان بسر
مي برد.
آقاي مارکز
آيا ميدانيد که عدة ديگری از اعضاي کانون از جمله جلال تنگستاني، عطا
نوريان، احمد ميرعلايي، غفار حسيني و حسين اقدامي نيز به همين سرنوشت دچار شدند؟
آيا ميدانيد که طی دو دهه گذشته چندين هزار نفر از آزاديخواهان و فعالان
سياسي با اعدامهاي دسته جمعي کشته شدند؟
آقاي مارکز!
کتابهاي شما پس از ترجمه، سالها مجوز انتشار دريافت نميکنند. آيا ميدانيد که
بيش از پنجاه صفحه از کتاب صد سال تنهايي سانسور شده است؟
آيا ميدانيد
که در اين سالها حکومت ايران به جرم نقضِ آشکار حقوق بشر، بارها و بارها از جانب
مجامع بينالمللي محکوم شده است؟
بايد آگاه
باشيد که تا به حال شخصيتهاي فرهنگي و مدافع حقوق بشر در سفر به ايران امکان
ديدار با اعضاي کانون نويسندگان ايران و ديگر نهادهاي مستقلِ فرهنگي و اجتماعي را
نيافتهاند تا با گوشهای از رخدادهاي دهشتناک اين سرزمين آگاه شوند.
آگاه باشيد که
با ورود به ايران به همة اين بيعدالتيها و جنايتها نسبت به فعالان اجتماعي و
فرهنگي صحه ميگذاريد، به سانسورِ انديشه و بيان مهر تاييد ميزنيد و به بانيان
اين ستمها مشروعيت ميبخشيد. و افسوس که باز هم امکان ديدار شخصيتهاي مستقل
فرهنگي و اجتماعي فراهم نميشود.
يادآوري ميکنيم
که کانون نويسندگان ايران نهادي است مستقل که از اواخر دهة 60 ميلادي براي به دست
آوردن آزادي انديشه و بيان و حذف سانسور مبارزه کرده است و در اين راه اعضاي
بسياري را از دست داده است. از اين جاست که در مورد سفر شما به ايران سکوت را جايز
نمیشماریم.
آقاي مارکز
براي شما آرزوي سلامت داريم و اميدواريم در شرايط بهتري ميزبان شما باشيم.
ارديبهشت 1386