نامه‏ي سرگشاده‏ي جمعي از نويسندگان و روشنفكران در دفاع از ناصر زرافشان

رياست محترم قوه‏ي قضائيه!

هنوز داغ دو عزيز از دست رفته‏ي عضو كانون نويسندگان ايران, محمد مختاري و محمد جعفر پوينده, را هم‏چنان شكيب‏سوز بر دل داريم و هنوز ياد ديگر شهيدان قتل‏هاي زنجيره‏يي چون كابوسي خاطرمان را مي‏آزارد كه مي‏شنويم ناصر زرافشان, عضو فعال و برجسته‏ي كانون نويسندگان و وكيل پرونده‏ي همين قتل‏ها, به اتهام افشاي اسرار دولتي و ديگر اتهاماتي كه تصورش هم در خاطرِ هيچ اهلِ معرفتي نمي‏گنجد, از قبيلِ نگاه داشتنِ سلاح در مكاني پر رفت‏وآمد, يعني در دفتر وكالت, از طريقِ شعبه‏ي ويژه‏ي سازمانِ قضائيِ نيروهاي مسلح- كه به هيچ روي صلاحيتِ رسيدگي به امور ِ غيرِ نظاميان را ندارد- محاكمه و به پنج سال زندان و پنجاه ضربه شلاق محكوم مي‏شود!

پرونده‏ي قتل‏هاي زنجيره‏يي براي همگان تا اين لحظه علامت سؤالي است كه هرگز كسي پاسخي در برابر آن نيافته است. آقاي زرافشان چه اسراري از اين پرونده را مي‏توانسته فاش كند كه پاسخِ آن سؤال باشد. آيا محكوميتِ ايشان نمي‏تواند صرفا وسيله‏يي باشد براي ارعاب يا جلوگيري از پي‏گيري و پي‏جوييِ پرونده‏يي كه از آغازِ كار “ مختومه“ انگاشته شده است؟

آيا اين از وظايفِ قانونيِ وكيل نيست كه نقصِ تحقيقاتِ پرونده را يادآور شود و جهات و دلايلِ اين نقص را بيان كند؟ كجاي پرونده‏ي قتل‏هايي كه چنين وحشيانه و فجيع روي داده است جزء اسرار دولتي به شمار مي‏رود و دولت در كتمانِ آن چه نفعي مي‏تواند داشته باشد؟ كدام عاملي دولت را به كوشش در اختفايِ جنايت منسوب مي‏كند؟

كانون نويسندگان ايران در مقام وليِ دمِ اعضاي از دست رفته‏ي خود, ضمنِ تقاضاي رفعِ ابهام از چگونگيِ قتل‏هاي زنجيره‏يي, خواستارِ نقضِ فوري و بي‏قيد و شرطِ حكمِ محكوميتِ نارواي آقاي زرافشان است و تاكيد مي‏كند كه در صورت عدمِ توجه به اين خواسته دست به اقداماتِ قانونيِ مقتضي خواهد زد و مطلقا از عمل به وظايفِ خود كوتاهي نخواهد كرد

زندانِ زرافشان نمادي است از دربند كشيدنِ روان و قلمِ همه‏ي نويسندگان, و شلاقِ اين محكوميت پنجاه بار بر گرده‏ي همه‏ي نويسندگان و انديشمندانِ جهان فرود مي‏آيد.

به انتظار توجه بيش‏تر مقامات ذي‏ربط و سازمان‏هاي مدافعِ حقوقِ بشر

كانون نويسندگان ايران

1/2/81