خطاب به آزاد انديشانِ ايران و جهان

 

پيش آمد آن چه نبايد!

 

چه گونه مي‏توان باور كرد كه ناصر زرافشان, عضو ديرينِ كانونِ نويسندگانِ ايران و وكيلِ مدافعِ خانواده‏ي قربانيانِ قتل‏هاي سياسيِ سال 1377, هم اكنون در زندان سر مي‏برد؟ با كه مي‏توان گفت كه اتهامِ او افشاي اسرار دولتي و نگاه داشتنِ سلاح در دفتر وكالت بوده است؟ از كه مي‏توان پرسيد كه اين چه گونه اسراري است كه هيچ كس از ماهيتِ آن خبر ندارد؟ و آن چه گونه سلاحي است كه صاحبِ حقوق‏دانِ آن با وجودِ  اين كه  تحتِ تعقيب بوده در اختفاي آن كوچك‏ترين زحمتي به خود نداده است؟

كانونِ نويسندگانِ ايران از همان نخستين روزهاي بازداشتِ اوليه‏ي ناصر زرافشان اعلام كرده بود كه اتهامات وارده واهي است و اين پرونده‏سازي عليه او مانع‏تراشي بر سر راهِ دفاع از حقوقِ بازماندگانِ قتل‏هاي سياسي است. اما اين ماجرا , روز به روز, چنان پيچيده‏تر  شده است كه گويي تنها راهِ  پايان دادن به آن حذف ناصر زرافشان از اين پرونده است.

اكنون, ما به اين وسيله مراتب اعتراضِ شديد خود را به اجراي حكم صادر شده اعلام مي‏داريم و خواهانِ لغوِ اين حكم هستيم.  هم چنين, از نويسندگان, فرهيختگان, روشن‏فكران و مردم شريف و آزاده‏ي ايران و نيز همه‏ي نهادهاي حقوقي و فرهنگي جهان مي‏خواهيم كه به اين مسئله توجه كنند و به ما ياري دهند تا به هر شيوه‏ي ممكن موجباتِ آزادي ناصر زرافشان فراهم گردد.

 

كانونِ نويسندگان ايران

23/5/1381