نام بعضي نفرات
وقتِ دلتنگي
سويشان دارم دست
جرئتم ميبخشد
روشنم ميدارد
حسن پستا,
يارِ ديرين و عضوِ وفادارِ كانون نويسندگان ايران, درگذشت. پستا فعاليتِ ادبي و
اجتماعيِ خود را از اوانِ جواني آغاز كرد. به خاطرِ فعاليتِ ادبي در 1330 موفق به
دريافتِ مدالِ طلاي داستاننويسي از دستِ سعيد نفيسي شد و دو سالِ بعد به سبب
فعاليتِ اجتماعي در پي كودتاي سياه 28 مرداد 1332 از جوانترين تبعيدياني بود كه راهيِ جزيرهي خارك شد. حسن پستا از
آن جمله ”بعضي نفرات“ بود كه به قولِ نيماي بزرگ آدمي را ”جرئت ميبخشند“ و ”روشن
ميدارند“. حسن پستا در همهي ساليان تلخ و جانگزايي كه پس از 28 مرداد بر مردم و
روشنفكرانِ آگاه گذشت همواره اميدبخشِ محافلِ ادبي و اجتماعي بود و هرگز نه جانبِ
فعاليتِ ادبي را وانهاد و نه از فعاليتِ اجتماعي دست كشيد. پستا از امضاكنندگانِ
”متنِ 134 نويسنده“ و از يارانِ هميشگي و استوارِ كانون نويسندگان ايران بود. او
در تماميِ ساليانِ فعاليتِ ادبيِ خود همواره آثاري را به فارسي درآورد كه در
وهلهي نخست انتقادِ اجتماعي و تعهد به تبارِ انسان را مدِّ نظر داشتند و هرگز
كاري را كه نميپسنديد به زبانِ فارسي نميسپرد. خانوادهي پاسكوال دوآرته
از خوسه سهلا, صبحِ آوريل از هوارد فاست در زمينهي ادبياتِ
بزرگسالان و قصههاي مردم آسيا (در چهار جلد), بن كلاه
انجيري, پسري كه ميتوا نست تصويرها را بخواند, و مجموعهي
داستانهاي روسي در زمينهي ادبياتِ كودكان و نوجوانان از جملهي اين آثار
ارزشمند اند. آخرين اثري كه پستا نقدِ
جان بر سر آن گذاشت كتاب نه جلديِ ”فرهنگِ نوجوانان” بود كه به سبب
ابتلا به بيماري مهلك نتوانست آن را به پايان ببرد. ما يارانِ حسن پستا هرگز از
ياد نميبريم كه سالِ پيش در همين روزها هنگام برگزاري دومين مجمعِ عمومي كانون
نويسندگان ايران پستا با همان حالِ بيمار و پريشيده محكم و استوار در مجمعِ عمومي
حضور يافت و تا حالاش يكسر دگرگون نشد حاضر به ترك مجلس نشد.
كانون
نويسندگان ايران درگذشتِ حسن پستا, نويسنده و مترجمِ آزاده و مستقلانديش را به خانوادهي
محترمِ او, و مردم و جامعهي فرهنگي ايران تسليت ميگويد و در مجلس بزرگداشتِ او
در كنار خانواده و دوستاناش خواهد بود.
كانون
نويسندگان ايران
27/9/1380