بيانيه‏ي كانون نويسندگان ايران

 

نامه‏ي آقاي عليرضا جباري, عضو كانون نويسندگان ايران و همكار و هم‏قلمِ ما, از زندان به رئيس‏جمهور, موجي از ناراحتي و نگراني در ميان اهلِ قلم پديد آورده است. به راستي كدام منطق و قانون به زنجير كشيدنِ دست و پاي يك نويسنده و وارد كردنِ اتهاماتِ بي‏ربط و نا به‏جايِ مطرح شده در اين نامه‏ي دردانگيز را توجيه مي‏كند؟ به راستي ضرب و شتمِ آقاي جباري و صدور حكمِ نا به‏جايِ زندان و شلاق براي نويسنده‏يي كه تنها جرم‏اش بيان ديدگاه‏هايش در يك مصاحبه است چه هدفي را دنبال مي‏كند؟ اين ماجرايي است كه پيش از اين براي ديگر هم‏قلمِ ما آقاي ناصر زرافشان نيز اتفاق افتاد و اينك نيز دامن‏گيرِ بسياري از دانش‏جويانِ معترضِ ميهن‏مان شده است. به راستي حيرت‏انگيز است كه گروهي دستگير و ناپديد مي‏شوند, بي‏آن كه هيچ مقام مسئولي از هويتِ دستگيرشدگان يا محلِ نگاه‏داريِ‌ايشان اطلاعي داشته باشد.

نويسندگان و روشن‏فكران مايه‏ي اعتبار و دوامِ موجوديتِ وطنِ ما هستند و جوانان و دانش‏جويان اميد و آينده‏ي ثروتِ‌ ايرانِ عزيز اند. آتش افكندن در اين اعتبار و ثروت به نفع چه كسي است؟ آيا كسي متوجهِ اين ويران‏گريِ بد فرجام نيست؟

كانون نويسندگان ايران به پيروي از منشور خود و ضمنِ تاكيد بر استقلالِ‌ كانون و پرهيز از هر گونه جانب‏داريِ سياسي, اين قبيل برخوردها با آزاديِ بيان و انديشه را محكوم مي‏كند و از مقاماتِ ذيربوط مي‏خواهد كه به رعايتِ حقوقِ طبيعي و قانونيِ زندانيانِ اهلِ قلم و دانش‏جويان پاي‏بند باشند, كه بي‏گمان چيزي جز آزاديِ آن‏ها نيست. اين گونه برخوردها نه تنها فضايِ آفرينشِ هر نوع اثرِ فرهنگي و هنري را نابود مي‏كند كه امنيتِ همگان را نيز به مخاطره مي‏اندازد.

 

كانون نويسندگان ايران

10/4/1382