«متنِ 134» نويسنده

 

 

23/7/1373

ما نويسنده ايم

اما مسائلي كه در تاريخِ معاصر در جامعه‌يِ ما و جوامعِ ديگر پديد آمده, تصويري را كه دولت و بخشي از جامعه و حتا برخي از نويسند‌گان از نويسنده دارند, مخدوش كرده است؛ و در نتيجه هويتِ نويسنده و ماهيتِ اثرش, و هم‌چنين حضورِ جمعيِ نويسند‌گان دست‌خوشِ برخوردهايِ نامناسب شده است.

از اين‌رو ما نويسند‌گانِ ايران وظيفه‌يِ خود مي‌دانيم برايِ رفعِ هر گونه شبهه و توهم, ماهيتِ كارِ فرهنگي و علتِ حضورِ جمعيِ خود را تبيين كنيم.

ما نويسنده ايم, يعني احساس و تخيل و انديشه و تحقيقِ خود را به اشكالِ مختلف مي‌نويسيم و منتشر مي‌كنيم. حقِ طبيعي و اجتماعي و مدنيِ ما است كه نوشته‌مان- اعم از شعر يا داستان, نمايش‌نامه يا فيلم‌نامه, تحقيق يا نقد, و نيز ترجمه‌يِ آثارِ ديگر نويسند‌گانِ جهان- آزادانه و بي هيچ مانعي به دستِ مخاطبان برسد. ايجادِ مانع در راهِ نشرِ اين آثار به هر بهانه‌يي, در صلاحيتِ هيچ كس يا هيچ نهادي نيست. اگر چه پس از نشر راهِ قضاوت و نقدِ آزادانه در باره‌يِ آن‌ها بر همگان گشوده است.

هنگامي كه مقابله با موانعِ نوشتن و انديشيدن از توان و امكانِ فرديِ ما فراتر مي‌رود, ناچاريم به صورتِ جمعي- صنفي با آن روبه‌رو شويم, يعني برايِ تحققِ آزاديِ انديشه و بيان و نشر و مبارزه با سانسور, به شكلِ جمعي بكوشيم. به همين دليل معتقديم:

حضورِ جمعيِ ما, با هدفِ تشكلِ صنفيِ نويسند‌گانِ ايران متضمنِ استقلالِ فرديِ ما است. زيرا نويسنده در چه‌گونگيِ خلقِ اثر, نقد و تحليلِ آثارِ ديگران, و بيانِ معتقداتِ خويش بايد آزاد باشد. هم‌آهنگي و هم‌راهيِ او در مسايلِ مشتركِ اهلِ قلم به معنايِ مسئوليتِ او در برابرِ مسايلِ فرديِ ايشان نيست. هم چنان كه مسئوليتِ اعمال و افكارِ شخصي يا سياسي يا اجتماعيِ هر فرد بر عهده‌يِ خودِ او است.

با اين همه, غالباً نويسنده را, نه به عنوانِ نويسنده, بل‌كه به ازايِ نسبت‌هايِ فرضي يا وابستگي‌هايِ محتمل به احزاب يا گروه‌ها يا جناح‌ها مي‌شناسند و بر اين اساس در باره‌يِ او داوري مي‌كنند. در نتيجه حضورِ جمعيِ نويسندگان در يك تشكلِ صنفي-فرهنگي  نيز در عدادِ احزاب يا گرايش‌هايِ سياسي قلم‌داد مي‌شود.

دولت‌ها و نهادها و گروه‌هايِ وابسته به آن‌ها نيز بنا به عادت, اثرِ نويسنده را به اقتضايِ سياست و مصلحتِ روز مي‌سنجند, و با تفسيرهايِ دل‌بخواه حضورِ جمعيِ نويسندگان را به گرايش‌هايِ ويژه‌يِ سياسي يا توطئه‌هايِ داخل و خارج نسبت مي‌دهند. حتا بعضي افراد, نهادها و گروه‌هايِ وابسته, همان تفسيرها و تعبيرهايِ خودساخته را مبنايِ اهانت و تحقير و تهديد مي‌كنند.

از اين‌رو تأكيد مي‌كنيم كه هدفِ اصليِ ما از ميان برداشتنِ موانعِ راهِ آزاديِ انديشه و بيان و نشر است و هر گونه تعبيرِ ديگري از اين هدف, نادرست است و مسئولِ آن صاحبِ همان تعبير است.

مسئوليتِ هر نوشته‌يي با همان كسي است كه آن را آزادانه مي‌نويسد و امضا مي‌كند. پس مسئوليتِ آن‌چه در داخل يا خارج از كشور به امضايِ ديگران, در موافقت يا مخالفت با ما نويسندگانِ ايران منتشر مي‌شود, فقط بر عهده‌يِ همان امضاكنندگان است.

بديهي است كه حقِ تحليل و بررسيِ هر نوشته برايِ همگان محفوظ است, و نقدِ آثارِ نويسندگان لازمه‌يِ اعتلايِ فرهنگِ ملي است, اما تجسس در زندگيِ خصوصيِ نويسنده به بهانه‌يِ نقدِ آثارش, تجاوز به حريمِ او است و محكوم شناختنِ او به دست‏آويزهايِ اخلاقي و عقيدتي خلافِ دموكراسي و شئونِ نويسندگي است. هم چنان كه دفاع از حقوقِ انساني و مدنيِ هر نويسنده نيز در هر شرايطي وظيفه‌يِ صنفيِ نويسندگان است.

حاصل آن كه

حضورِ جمعيِ ما ضامنِ استقلالِ فرديِ ما است, و انديشه و عملِ خصوصيِ هر فرد ربطي به جمعِ نويسندگان ندارد. اين يعني نگرشِ دموكراتيك به يك تشكلِ صنفيِ مستقل.

پس اگر چه توضيحِ واضحات است, باز مي‌گوييم ما نويسنده ايم. ما را نويسنده ببينيد و حضورِ جمعيِ ما را حضورِ صنفيِ نويسندگان بشناسيد